اختصاصی توسکانیوز /فهیمه فتحی / خانواده، دیرپاترین رازِ پایبندی انسان به زیستن در کنار دیگری و نخستین گهوارهی مدنیت است.
در فراز و فرودِ روزگار و خاموشی و پیداییِ تمدنها، این نهادِ ریشهدار همواره چونان لنگرگاهی مطمئن، تلاطمهای هویتی را مهار کرده و سرمایهی خرد، اخلاق و میراثِ فرهنگی را زنده به نسلهای پسین سپرده است.
خانواده، جانمایهی سرمایهی اجتماعی است؛ جایی که عاطفه بر سودجویی پیشی میگیرد و الفبای مهر، ایثار، انضباطِ درونی و حیای جمعی، نه با زبانِ امر و نهی، بلکه در زلالِ رفتار و پیوندهای روزمره چشیده میشود.
این مأمنِ بیپیرایه، نخستین سنگرِ انسان در برابر اضطرابِ تنهایی و هجومِ بیهویتی است.
با اینهمه، روا نیست خانواده را تافتهای جدابافته از مناسباتِ پیرامونی پنداشت و بارِ تمامِ سلامتِ اجتماع را یکسویه بر دوشِ خستهی آن گذاشت. حقیقتِ تلخ و انکارناپذیر آن است که کانونِ خانواده در زمانهی ما، زیر بارِ گزندهی بیثباتیهای اقتصادی، تورمهای فرساینده، مسکنِ دستنیافتنی و سیاستگذاریهای غافل از ظرایفِ اجتماعی، رمقی برای بازتولیدِ فضیلت و آرامش نیافته است. وقتی چرخِ معیشت با رنج و فرسایش بچرخد، فرصتِ گفتوگو به محاق میرود و اضطراب جایگزین شکیبایی میشود.
ازاینرو، سرریزِ ناگزیرِ آسیبها به پهنهی جامعه—از فروپاشی پیوندها تا بیقراریهای روانی و قانونگریزی—بیش از آنکه زاییدهی کوتاهیِ کانونهای خانوادگی باشد، پژواکِ زخمهایی است که ساختارهای کلان و ناکارآمدیهای نهادی بر این حریمِ نجیب وارد آوردهاند.
بازگرداندن آرامش و اقتدار به این کهنترین پناهگاه، از مسیر توصیههای اخلاقی و بیانیههای انتزاعی نمیگذرد. خانواده بیش از هر زمان، محتاجِ عقلانیت در حمایتی همهجانبه، مؤثر و نظاممند است.
این امر در گامِ نخست، نیازمند بازطراحی و استقرارِ چترهای حمایتی در نظامِ تأمین اجتماعی، پایدارسازیِ معیشتِ طبقات مولد و سامانبخشی به سیاستهای رفاهیِ خانوادهمحور است. در ساحتِ تدبیرِ امور نیز باید سازوکارهای حقوقیِ روزآمد، تقویتِ نهادهای مستقلِ مشاوره، میانجیگری و داوریهای تخصصیِ خانواده پیش از رسیدن به فرجامِ تلخِ محاکم قضایی، به بستری فراگیر بدل شوند تا گرههای ناگزیرِ انسانی، پیش از گسستنِ رشتههای عاطفی، با تدبیر و ملاطفت گشوده گردند.
فرجامِ سخن آن که، توسعهی پایدار و آبادیِ یک سرزمین، نه در هیبتِ سازههای سختافزاری، بلکه در روشنیِ چراغ و صفای دلِ خانهها تعبیر میشود. جامعهای به اعتدال و آرامش دست مییابد که حکمرانانش درک کنند امنیتِ شهر و صیانت از مرزهای اخلاقی، در گرو پاسداری از کرامتِ خانواده است. نهادی که اگر در پناهِ عدالت و معیشتی شرافتمندانه بیاساید، زیباترین باغبانِ ادب، قانونپذیری و انسانیت و اخلاق خواهد بود.

