• امروز : افزونه جلالی را نصب کنید.
♥1

قصه‌ی تازیانه؛ چرا جامعه به مدارا نیاز دارد؟

  • کد خبر : 55967
  • 05 مهر 1405 - 8:08
قصه‌ی تازیانه؛ چرا جامعه به مدارا نیاز دارد؟
به قلم دکتر عزیز عبدالهی

اختصاصی توسکانیوز/دکتر عزیز عبدالهی می خواهم بگویم؛ حکایتِ تازیانه حکایتِ کهنه‌ای است. انگار در حافظه‌ی تاریخیِ ما، این تازیانه همیشه کنارِ دست ما بوده است. چه آن روزگار که بر پوستِ تن فرود می‌آمد و چه حالا که بر جان و روانِ آدم‌ها می‌نشیند، گاه در قالبِ کلماتِ گزنده و گاه در هیئت نگاه‌هایِ از آن گزنده تر. قصه‌ی تازیانه، قصه‌ی کم‌آوردن است. آدم‌ها وقتی حرف‌شان تمام می‌شود، وقتی منطق‌شان به سنگ می‌خورد، وقتی دل‌شان از مهر خالی می‌شود، دست به تازیانه می برند . این تازیانه، لزوماً چرمِ تابیده نیست. گاهی همین باید و نبایدهای تند و تیز است، همین قضاوت‌هایِ بی‌ملاحظه، همین پندار خام برایِ ساختنِ آدمی، برایِ به راه آوردنِ دلی، ناگزیر باید زخمی بر او زد. هر چه در سیره‌ی پیشینیان و مواریثِ معرفتی‌مان جست‌وجو می‌کنم، آن چه بیش از همه چشمم را می‌گیرد، مدارا است. شگفتا که ما در سرزمینی ریشه داریم که بنیاید آیینش بر رحمت است. آن‌جا که آن وجود بلندمرتبه، خود را رحمةً للعالمین خواند، نه تازیانه‌ای در کار بود و نه درشتی و خشونتی. نگاهِ اصیل دینی، اگر با ژرف اندیشی خوانده شود، بیش از آنکه شریعتِ قهر و غلبه باشد، آیینِ دل‌جویی و دست گیری است. غریب است که گاهی ما – انگار که با این ریشه‌ها بیگانه ایم- به نامِ اصلاح، به نامِ دین، یا به بهانه تربیت جامعه، تازیانه به دست می‌گیریم. مگر نه این است که کلامِ الهی، نرم‌خویی را مدار الفت دل ها می داند؟ مگر در نص صریح نیامده : وَ لَوْ کُنْتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ . یعنی ای پیامبر: اگر تندخو و سخت‌دل بودی، از پیرامونت پراکنده می‌شدند؟ بارها دیده ام ، شنیده‌ام و با تمام وجود لمس کرده ام رنج تحقیر به مراتب دردناک تر و ویران کننده تر از زخم جسمانی است. وقتی کسی را با تازیانه‌ی ملامت یا قهر می‌شکنیم، در واقع چیزی را در جانِ او می‌کُشیم که به‌سادگی ترمیم‌شدنی نیست: کرامت و اعتماد. بیایید با خودمان صادق باشیم تازیانه، نشانه زوال اخلاق است. وقتی کار به جایی می‌رسد که رشته گفت‌وگو می گسلد و به تحکم و تحقیر پناه می‌بریم، یعنی در ساحتِ انسانیت کم آورده‌ایم. ایمانی که سرآغازش با بِسمِ‌اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم تطهیر یافته، با قهر و سرکوب بیگانه است. در این مکتب، جانِ آدمی عزیز است. عزیزتر و شریف‌تر از آن که با ضرب و زور صیقل یابد. این روزها که جامعه‌ی ما با انبوهی از گره‌ها و دشواری‌ها دست‌به‌گریبان است، بیش از هر زمانِ دیگر نیازمندِ آنیم که تازیانه‌هایِ ذهنی‌مان را زمین بگذاریم. بیاییم باور کنیم که آدم‌ها نه با ضربه، که در بسترِ کرامت، احترام و شفقت رشد می‌کنند. آن تازیانه، نه جامعه‌ای را به صلاح می‌رساند و نه فضیلتی می‌آفریند، تنها ردی از کین، گسست و دلمردگی بر جای می‌گذارد. بماند که این رفتار، پیش از آن که نشانی از اقتدار باشد، اعترافی ناگزیر به ناتوانی در فهمِ روانِ پیچیده‌ی آدمی است. خلاصه کلام این که این نباید شیوه‌ی زیست و سلوکِ ما باشد. ما به میراثی متصل‌ایم که بیش از آن که بر مسندِ انضباط و مجازات بنشیند، پدری مشفق است و مرهمی بر زخم‌هایِ مردم. بگذاریم این تازیانه‌ها در بایگانیِ تاریکِ تاریخ خاک بخورند و بیاموزیم که با دستانی پیراسته از خشونت، اما با دلی آکنده از مروّت، کنارِ یکدیگر بایستیم. این، همان حکمت و هنرِ زیستنی است که نباید از روزگارِ ما دریغ شود.

لینک کوتاه : https://tooskanews.ir/?p=55967

ثبت نظرات

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
    دیدگاه های شما، پس از تایید مدیریت در وب سایت خبری توسکا نیوز منتشر خواهد شد. پیام هایی که حاوی تهمت و افترا و غیر از زبان فارسی باشند منتشر نخواهد شد.