توسکانیوز/مریم اسماعیلی پور (عضو شورای استان حزب کارگزاران سازندگی)/تحلیل اخیر ” به جریان حامی پزشکیان در آزمون عملگرایی یا سقوط اجتماعی؟” تصویری از بحران عملکردی جریانهای سیاسی در ایران ارائه میدهد. این بحران فقط محدود به حامیان دکتر پزشکیان در گیلان نیست، بلکه نشاندهنده ضعف ساختاری فعالیت سیاسی در چارچوب نظام جمهوری اسلامی است. تا زمانی که سیاست در ایران بیشتر شخصیمحور باشد تا برنامهمحور و بیشتر سهمخواهانه باشد تا خدمتگذارانه، این چرخه معیوب تکرار خواهد شد.
بررسی وضعیت سیاسی ایران و بهویژه جریانهای حامی دولت پزشکیان در گیلان، نشاندهنده چند مسئله ساختاری و رفتاری در فضای سیاسی اصلاحطلبی ایران است. در چهارچوب کلی ساختار سیاسی ایران و دینامیسم اصلاحطلبی تحلیل میشود.
اصلاحطلبی در ایران عمدتاً در چارچوب نظام سیاسی موجود عمل میکند و فاقد سازوکارهای نهادی مستقل برای نظارت، نقد و پیشنهاد است. این جریانها معمولن وابسته به دولتهای همسو هستند و زمانی که دولتهای غیرهمسو بر سر کار میآیند، به حاشیه رانده میشوند. فاقد برنامههای اجرایی مشخص برای سطوح محلی (استانی و شهرستانی) هستند و بیشتر بر سیاستهای کلان متمرکز میمانند. در دام سهمخواهی و انتصابات گرفتار میشوند، بهجای آنکه به عنوان نهادهای نظارتی-مشورتی عمل کنند.
ضعف در نهادسازی و کار تخصصی از دیگر مواردیست که باید به آن اشاره کرد. کارگروه تخصصی منسجم تشکیل ندادهاند. اولویتهای کشوری/استانی تدوین نکردهاند. و از همه مهمتر پیشنهادهای راهبردی را به عرصه عمومی نبردهاند. این ضعفها ناشی از فقدان ساختارهای حزبی قدرتمند و برنامهریزی بلندمدت است. بسیاری از جریانهای سیاسی در ایران بیشتر انتخاباتمحور هستند تا برنامهمحور.
مردم گیلان (و به طور کلی جامعه ایران) از شعارهای انتخاباتی و وعدههای عمومی خسته شدهاند. وقتی جریانهای سیاسی پس از انتخابات: سکوت اختیار میکنند، خود را درگیر رقابتهای درونی و انتصابات میکنند و پاسخگوی وعدههای انتخاباتی نیستند، اعتماد عمومی سلب میشود و این مسئله به بحران مشارکت سیاسی دامن میزند.
اینکه مرزبندی بین فعالان دغدغهمند و فرصتطلبان وجود ندارد، یعنی چالش فرصت طلبی. در بسیاری از جریانهای سیاسی ایران، سیاست به ابزار معیشت شخصی تبدیل شده است، مناصب سیاسی برای دستیابی به قدرت و منابع استفاده میشود و در نهایت، نقدپذیری و مسئولیتپذیری جای خود را به سکوت یا توجیهگری داده است.
پیشنهادهایی مانند تشکیل کارگروه تخصصی، اولویتبندی مشکلات استانی، گزارشدهی عمومی، تربیت چهرههای جدید و مرزبندی شفاف عملی و ضروری هستند، اما اجرای آنها مستلزم؛ اراده سیاسی واقعی از سوی سران جریانهای حامی دولت، استقلال نسبی از دولت برای امکان نقد و پیشنهاد و پشتوانه مردمی و پیوند با جامعه مدنی، است.
اگر جریانهای اصلاحطلب (یا هر جریان سیاسی دیگر) نتوانند، از شعار به عمل گذر کنند، پاسخگوی وعدههای خود باشند، در سطح محلی نهادینه شوند، با بیاعتمادی فزاینده ی مردم مواجه خواهند شد. بهویژه در استانهایی مانند گیلان که مسائل محیطزیستی، اقتصادی و اجتماعی ملموساند، غیبت جریانهای سیاسی از میدان عمل به معنای از دست دادن سرمایه اجتماعی است.
امید است که تحلیلهایی مانند این، همراه با پیشنهادهای عملیاتی، بتواند جرقهای برای تغییر رویکرد جریانهای سیاسی باشد. مردم ایران همواره بر اساس عقل سلیم، تصمیم می گیرند. با این امید که هر نگاه به آینده بر اساس سیاست اجتماعی موثر شکل بگیرد.
کوتاه در پاسخ به جریان حامی پزشکیان در آزمون عملگرایی یا سقوط اجتماعی؟
توسکانیوز/مریم اسماعیلی پور (عضو شورای استان حزب کارگزاران سازندگی)/تحلیل اخیر ” به جریان حامی پزشکیان در آزمون عملگرایی یا سقوط اجتماعی؟” تصویری از بحران عملکردی جریانهای سیاسی در ایران ارائه میدهد. این بحران فقط محدود به حامیان دکتر پزشکیان در گیلان نیست، بلکه نشاندهنده ضعف ساختاری فعالیت سیاسی در چارچوب نظام جمهوری اسلامی است. تا […]
لینک کوتاه : https://tooskanews.ir/?p=53438
- منبع : توسکانیوز
- بدون دیدگاه

