اختصاصی توسکانیوز/سمانه فمی تفرشی کارشناس ارشد حقوق بین الملل علاقمند و عضو حزب کارگزاران شهرستان تفرش/
در همه تجربههای موفق حکمرانی در جهان، «حزب» صرفاً یک تابلو یا ابزار انتخاباتی نیست؛ حزب، محل فعالیت شناسنامهدار، مدرسه سیاستورزی و مسیر طبیعی رشد سیاستمداران است. سیاستمداری که از دل حزب بالا میآید، نه محصول اتفاق است و نه نتیجه روابط؛ بلکه حاصل آموزش، پاسخگویی و انباشت تجربه جمعی است.
اما حزب، تنها از اعضایش تعهد نمیخواهد؛ خودِ حزب نیز در قبال اعضا صاحب مسئولیت است. رعایت حقوق سیاسی، شفافیت در تصمیمگیری، فرصت برابر برای رشد، و پایبندی به سازوکارهای درونحزبی، حداقلهایی است که اگر نباشد، حزب به باشگاه موقت قدرت تبدیل میشود نه نهاد پایدار سیاسی.
مسئله مهمتر آنجاست که برخی افراد با حمایت حزبی به صندلیهای تصمیمگیری میرسند، اما به محض تثبیت موقعیت، حزب را پشت سر میگذارند؛ یا آن را انکار میکنند، یا هزینهاش را نمیپردازند. این رفتار، نه فقط بیاخلاقی سیاسی، بلکه تضعیف نهاد حزب و خیانت به کار جمعی است. سیاست بدون وفاداری تشکیلاتی، به فردگرایی پرهزینه و بیمسئولیتی ختم میشود.
نیاز امروز ایران، نه تکثیر احزاب کاغذی، بلکه تمرکز و همافزایی است. وجود بیش از ۱۵۰ حزب، بدون وزن اجتماعی و قدرت چانهزنی، نشانه تکثر نیست؛ نشانه ضعف است. احزاب همفکر میتوانند و باید با تفاهمنامههای روشن، در نهایت به ۲ یا ۳ حزب قدرتمند، پاسخگو و مطالبهگر تبدیل شوند؛ احزابی که بتوانند مستقل از دولتها، اما در تعامل با آنها، مطالبات جامعه را پیگیری کنند.
اگر حزب جدی گرفته نشود، سیاست هم جدی نخواهد شد. راه اصلاح سیاست در ایران، از بازسازی نهاد حزب میگذرد؛ نه از حذف آن و نه از دور زدنش.

